باش...

” منـی ” کـه کنـارش

” تـو ” نباشـی

” تـومـنی ” نـمـی ارزد …!

 
 
 
 
 
[ یکشنبه بیست و سوم آذر 1393 ] [ ] [ Rahil ] [ ]

جز تو پر...

آرامــــــــش وجود مـــــــــن...

بـــــــــودنم در آغوش مـــــــــردانه ات است...

بــــگذار حســودان هرچـــه می خواهند بگــــویند...

جـــــــــز تو و عـــــشق تو،تمــــوم دنــــیا پــــــــــــــــر....

 

 

 

 

 

 

 

 

 

[ یکشنبه بیست و سوم آذر 1393 ] [ ] [ Rahil ] [ ]

همنفس

 

 

 

 

 

 

 خوشــــــــــبختی داشتن کســـــی است

که بیشـــتر از خـــودش

تــ ــ ــ ــ ــو را بــخواهد

و

بیشـــتر از تــ ـ ـ ـ ـــو

هیـــــ♥ــــــچ نخواهد

و

تــــــ♥ــــو ...

برایش تـــ ــ ــ ــمام زندگی باشی ...

 

 

 

[ دوشنبه بیست و یکم مهر 1393 ] [ ] [ Rahil ] [ ]

باش


میگفتند :سختی ها نمک زندگی است!!امّا چرا کسی نفهمید!
نمکبرای من که خاطراتم زخمی است
شور نیستمزه “درد” میدهد


…!!…

فکر نکن که به پایت می نشینمبلند میشوم، آرام چرخی میزنم و مطمئن میشوم که نیستی
بعد برمیگردم سَرِ جایم، سرم را میگذارم روی زمین و می میرم

نوازشگر خوبی نبودی
ســـــــــــفید شده
تار مویی را که قســــــــــــم خوردی با دنــــــــــــــــــیا عوضش نمیکنی


خاطـــــــــــرات بی هــــــــوا می آیند
گاهی وســـــــــط یک فــــــــــکرگاهی وسط خــــــــــیابان!!!ســـــــــــردت میکنند؛ داغـــــــــت میکنند خاطـــــــــرات تمـــــــــام نمیشوندتمامـــــــــت میکنند...




[ دوشنبه بیست و ششم اسفند 1392 ] [ ] [ Rahil ] [ ]

تعطیل

حال  و حوصله ی هیچکس و ندارم


سراغم نیایت






|http://www.atrebaroon.blogfa.com|عکس های عاشقانه|http://www.atrebaroon.blogfa.com|

[ دوشنبه هشتم مهر 1392 ] [ ] [ Rahil ] [ ]

تولدمه

کارت پستال درخواستی طراحان


بچه ها امروز تولدمها

26 شهریور

هرکی دوست داشته باشه میتونه بوسم کنه


کارت پستال درخواستی طراحان






[ دوشنبه بیست و پنجم شهریور 1392 ] [ ] [ Rahil ] [ ]

دزدکی تو را دیدم

هیچ شکی نیست
که ماهر ترین دزد دنیا منم ,
نمیدانی
چقدر دزدکی تو را دیدم و نفهمیدی

[ پنجشنبه بیست و یکم شهریور 1392 ] [ ] [ Rahil ] [ ]

رسیدنت را دوست دارم

نگاهت هر قدر هم که دور باشد ، آرامم میکند . . .

و آوای آمدنت را در گوشم زمزمه . . .

چقدر رسیدنت را دوست دارم . . .

آغوشم در ازدحامِ سرمای تنهایی . . .تنها برای ” تــــــو ” ، هنوز گرم است ♥




[ پنجشنبه چهاردهم شهریور 1392 ] [ ] [ Rahil ] [ ]

جاذبه

بدون سیب

کاشف جاذبه می شدم،

تنها اگر :

من و تو و نگاهـــــــــــــــــــــ ــــت،

قبل از نیوتن بودیـــــــــــــــــــــ ـــــــــــــــــــــــــ ــــــــــــــــم

 


[ دوشنبه بیست و یکم مرداد 1392 ] [ ] [ Rahil ] [ ]

کم طاقتی

عادت آن روزهایت بود

این روزها

برای گرفتن خبری از من

عجب صبور شده ای .......!


[ دوشنبه چهاردهم مرداد 1392 ] [ ] [ Rahil ] [ ]

شعر

اینقدر سفیدی این روزهایم را ورق نزنید

خودتان که می دانید

شعر هم مثل گریه بهانه می خواهد...


بهانه ایی که بوی تو دهد

تو که نباشی بهانه نوشتنم هم نیست ...


سفیدی این روزهایم را ورق نزنید


میخواهم سکوت کنم

شاید بغض هایم بخوابند کمی ...

اهالی

بغض هایم در انتظار بهانه ای شبیه تو اند

سفیدی روزهایم را ورق نزنید

[ یکشنبه ششم مرداد 1392 ] [ ] [ Rahil ] [ ]

حوا که بغض کند حتی خدا هم اگر سیب بیاورد چیزی جز

آغوش آدم آرامش نمیکند

___________________

عشق چیز عجیبی نیست

همین که تو دلت بگیرد

ومن نفسم

[ یکشنبه نهم تیر 1392 ] [ ] [ Rahil ] [ ]

نترس

یادم باشد امشب بعضی از آرزوهایم را دم در بگذارم

تا رفتگر ببرد. بیچاره او.......

مابقی را هم نقدا با خود به گور میبرم

ما بقی همان آرزوی با تو بودن است

نترس جانکم

حتی آرزوی داشتنت را هم به کسی نمیدهم

[ یکشنبه نهم تیر 1392 ] [ ] [ Rahil ] [ ]

گاهی

گاهی باید به دور خود یک دیواره تنهایی کشید

نه برای اینکه دیگران را از خود دور کنی

بلکه برای اینکه ببینی

چه کسی برای دیدنت دیوار را خراب میکند

[ یکشنبه نهم تیر 1392 ] [ ] [ Rahil ] [ ]

تنها میشوم

قشنگ ترین اتفاق ذهنم
حادثه ی تو بود

چقدر تنها میشوم
وقتی گاهی دور میشوی
______________________________
ﻣﻦ ﺗﻤـــــﺎﻡ ﺷــــــــﻌﺮﻫﺎﯾﻢ ﺭﺍ
ﺩﺭ ﻭﺻــــــــﻒ ﻧﯿﺎﻣﺪﻧﺖ ﺳـــــــــــــﺮﻭﺩﻩ ﺍﻡ !
ﻭ ﺍﮔﺮ ﯾــــــــــﮏ ﺭﻭﺯ ﻧﺎﮔﻬـــــــــــﺎﻥ ﻧﺎﺑﺎﻭﺭﻧﻪ ﺳــــــــﺮ ﺑﺮﺳﯽ

ﺩﺳـــــــــﺖ ﺧﺎﻟﯽ , ﺣﯿﺮﺕ ﺯﺩﻩ
ﺍﺯ ﺷﺎﻋﺮ ﺑﻮﺩﻥ ﺍﺳﺘﻌﻔﺎ ﺧﻮﺍﻫﻢ ﺩﺍﺩ !

ﻧﻘــــــﺎﺵ ﻣﯿﺸﻮﻡ
ﺗﺎ ﺍﺑﺪﯾﺖ ﻧﻘﺶ ﭘﺮﻭﺍﺯ ﺭﺍ
ﺑﺮ ﻣﯿﻠﻪ ﻫﺎﯼ ﺗﻤﺎﻡ ﻗﻔﺲ ﻫﺎﯼ ﺩﻧﯿـــــــﺎ
ﺧﻮﺍﻫـــــــﻢ ﮐﺸﯿﺪ

[ سه شنبه چهارم تیر 1392 ] [ ] [ Rahil ] [ ]

اگر


اگر آسمان میدانست تو ماه منی
اگر کوه ها میدانستند تو خورشید منی

اگر پرستو ها میدانستند تو بهار منی
اگر ستاره ها میدانستند تو نور شب های منی

این کره خاکی برای عشوه گری این همه برایم نمیچرخید
از حرکت باز می ایستاد خیلی وقت پیش

[ سه شنبه چهارم تیر 1392 ] [ ] [ Rahil ] [ ]

نیستی

سوختن در آب

غرق شدن در آتش

پرواز در خاک

 ریشه در آسمان

این روزها که نیستی همه ی دنیایم به هم ریخته

[ چهارشنبه چهارم اردیبهشت 1392 ] [ ] [ Rahil ] [ ]

از غیر تو بیزارم

جان من
و جان تو

گویی که یکی
بوده است
سوگند
بدین یک جان
کز غیر تو بیزارم

[ چهارشنبه چهارم اردیبهشت 1392 ] [ ] [ Rahil ] [ ]

عشقمی

http://www.danciprari.com/images/worldtrip/kilimanjaro/tz-kil-d1-machame-camp-night-moon-1-600.jpg
 

می خواهم امشب از ماه قول بگیرم که هر وقت دلم برایت تنگ شد 

در دایره حضورش تو را به من نشان دهد 

می خواهم امشب با رازقی ها عهد ببندم 

هر وقت دلم هوای تو را کرد 

عطر حضور مهربان تو را با من هم قسمت کنند 

می خواهم امشب با دریای خاطره ها قرار بگذارم 

که هروقت امواج پر تلاطم یادها خواستند قایق احساس مرا بشکنند 

دست امید و آرزوی تو مرا نجات دهد

می خواهم امشب با تمام قلب هایی که احساس مرا می فهمند و می شنوند

پیمان ببندم که هر وقت صدای قلب بی قرار م را هم شنیدند

عشقم را سوار بر ضربانهای بی تابی به تو برسانند . . .

[ چهارشنبه چهارم اردیبهشت 1392 ] [ ] [ Rahil ] [ ]

برای باهم یکی شدن

و براي تو ماندن... به پاي تو بودن... و به عشق تو سوختن !
 

و چه تلخ و غم انگيز است دور از تو بودن و براي تو گريستن ... ! 

 

 اي کاش مي دانستي بدون تو مرگ گواراترين زندگيست ...

 

بدون تو و به دور از دستهاي مهربانت زندگي چه تلخ و ناشکيباست ... !

 

چه زيباست بخاطر تو زيستن ...


ثانيه ها را با تو نفس کشيدن ... زندگي را براي تو خواستن ... !

 

چه زيباست عاشقانه ها را براي تو سرودن ...

 

بدون تو چه محال و نا ممکن است زندگي... ! 


 

 چه زيباست بيقراري براي لحظه ي آمدن و بوئيدنت ... ! 

 

براي با تو بودن و با تو ماندن ... براي با هم يکي شدن ... !

[ چهارشنبه چهارم اردیبهشت 1392 ] [ ] [ Rahil ] [ ]

بیزارم

   صبر کن سهراب!

                            گفته بودی قایقی خواهم ساخت

                            دور خواهم شد از این خاک غریب 

                                       قایقـــت جا دارد ؟

من هم از همهمه داغ زمین بیـــزارم...

[ چهارشنبه چهارم اردیبهشت 1392 ] [ ] [ Rahil ] [ ]

دلم عجیب آرامش "آغوشت " را میخواهد

کمی در "آغوشم " بگیر قول میدهم آرام شوم

[ پنجشنبه پانزدهم فروردین 1392 ] [ ] [ Rahil ] [ ]

دلم پر است

پر پر........

آنقدر که گاهی اضافه اش از چشمانم میچکد

[ شنبه دهم فروردین 1392 ] [ ] [ Rahil ] [ ]

یاد تو

هر چه زیباست مرا یاد تو می اندازد

آن که بیناست مرا یاد تو می اندازد

تو که نزدیکتر از من به منی میدانی

دل که شیداست مرا یاد تو می اندازد

هر زمان نغمه ی عشقیست که من میشنوم

از تو گویاست مرا یاد تو می اندازد

دیگران هر چه بخواهند بگویند که عشق....

بی کم و کاست مرا یاد تو می اندازد

ساعتی نیست فراموش کنم یاد تو را...

[ یکشنبه بیست و هفتم اسفند 1391 ] [ ] [ Rahil ] [ ]

آغوش تو گناه نیست

آغوش تو گناه نیست...

من در آغوش تو آرامش یافته ام که هیچ گناهی با آرامش مانوس نیست

من در آغوش تو امنیت را احساس کرده ام که در هیچ گناهی امنیت محسوس نیست

من در آغوش تو تمام زیبایی را لمس کرده ام که در هیچ گناهی زیبایی ملموس نیست

پس امانم بده که تا ابد در دل این زیبایی آرامش یابم

_________________________________

هزاران دست هم به سویم دراز شود!!

پس خواهم زد...

تنها......تمنای دستان تو را دارم...


[ جمعه چهارم اسفند 1391 ] [ ] [ Rahil ] [ ]

عشق بازی

من عاشق هوس های عاشقانه ام

لب هایت را به من بده به جهنم که مرا به جهنم میبرند به خاطره عشق بازی با تو..

تو برای من خود بهشتی

................

جوری در آغوشت میکشم که خدا هم پیدایم نکند

خیال کند اشتباهی به تو دو روح داده است

[ یکشنبه بیست و نهم بهمن 1391 ] [ ] [ Rahil ] [ ]

واسم مقدسی

دل من است که دیوانه قلب مهربان توست

بشکن سکوت عاشقانه ام را با فریادت

فریاد بزن نام مرا که با رعد صدایت هوای دلم بارانی شود

آنگاه که هوای این دل بارانی شد بیا در زیر بارانش

حس کن گرمی قطره های باران را در قلبم که برای تو می بارد

تو مقدس ترین عشق در این دنیایی که برای من و قلبمی s

[ یکشنبه بیست و نهم بهمن 1391 ] [ ] [ Rahil ] [ ]

آغوشت را میخواهم

دلم عجیب آرامش "آغوشت" را میخواهد

کمی در آغوشم بگیر قول میدهم آرام شوم

[ یکشنبه بیست و دوم بهمن 1391 ] [ ] [ Rahil ] [ ]

نیازی به قهر نیست

برای شکستن من یه اخم کافیه...
                 نیازی به فریادت نیست
واسه اشک ریختنم سکوت تو کافیه...
                 نیازی به قهر نیست
واسه مردنم حرف رفتنت کافیه...
                نیازی به انجامش نیست

[ شنبه بیست و یکم بهمن 1391 ] [ ] [ Rahil ] [ ]

خسته ام

خسته ام نه از راهی که آمده ام
یا از انتظاری که گاهی امانم را میبرد
خسته ام از تکراره ندیدن تو ....

[ شنبه بیست و یکم بهمن 1391 ] [ ] [ Rahil ] [ ]